درد دل مادرانه
سلام دخترم
مامانی تاخیر چند روزه مامانو ببخش
حقیقتش چند روزی که مسافرت بودیم اولین سفر در سال 92 به جزیره کیش
بعد که اومدیم شما مریض شدید یعنی به محض ورود به کرمان در فرودگاه شما
تب کردین و حسابی اعصاب ![]()
مامان به هم ریخت بعد از سه روز که تب داشتی البته خفیف از دیروزم حالت
سرما خوردگی داری
حسابی بعد از مسافرت گذاشتی پشتش البته باید بگم شما بسیار تا بسیار
خوش سفرین که تو مسافرت
مریض نشدین که هم سفر رو تلخ ما کنین هم خودت
درسانم از خوش سفریت هر چی بگم کم گفتم ساکت، آروم و بدون بهونه گیری
غذات رو هم می خوردی و خیلی بهمون خوش گذشت
یه دوست پیدا کردی به اسم آرشیدا که عکسم باهاش انداختی
مامانی " عاشق بچه ای " و هر بچه ای رو می دیدی سریع باهاش دوست می
شدی که انگار 100
ساله که می شناسیش
به خاطر همین هر جا که می رفتیم 4 5 تا بچه رو دور خودت جمع می کردی ![]()
تو آب نرفتی لب ساحل به قول خودت خونه درست می کردی از آب بازی خیلی
خوشت نمیاد ![]()
راستی داره دندونای نیشتم در میاد احتمال داره این مریضیاتم به خاطر همون

دندونات باشه آخه این شبا
خیلی بی قراری الهی مامان برات بمیره گلم که این قدر داری سختی می
کشی
کاش می تونستم یه کاری برات انجام بدم اما
متاسفانـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه هیچ![]()
تا چند رو آینده حتما برات عکسای کیش رو میزارم
دوست دارم هزار تا ![]()


درد دل مادرانه
