درساندرسان، تا این لحظه: 15 سال و 6 ماه و 26 روز سن داره

درسان از رویا تا واقعیت

درسان از آب بازی خوشش می آید!!!!!!

دخترم ، شما زیاد آب بازی دوست نداشتی و زیاد پاتو تو آب نمی کردی ولی چند هفته پیش با عمو رحمان و خاله مریم که رفته بودیم پیک نیک شما اولش با احتیاط وارد آب شدی ولی آخرش بعد از عوض کردن 2 بار لباسات با گریه از آب اومدی بیرون بابا گفته هر چند هفته یه بار می بریمت که حسابی تابستونی حال کنی                   ...
22 خرداد 1392

روز پدر

پدرم تو تنها کسی هستی که لرزش دستانت باعث میشود چیزی در استکان چایت باقی نماند ولی باز هم می گویی : دخترم به من تکیه کن من پشتت هستم پدرم در حد پرستش دوستت دارم روزت مبارک !!!!! ...
29 ارديبهشت 1392

مادرانه

درسان کوچک من....زیباترین من..... روزی که دانستم تو در من جوانه زدی شادی میان قلب من مثل گلی شکفت چشمان من یک برق مادرانه زد تمام روح و تنم به خاطرت آشفت بهترین هدیه عالم....درسان کوچکم تمام سختی های این روزگار با شنیدن صدای گرم تو از یادم می رود اشک شوق از چشمانم میریزد با دیدن قد و بالای چند سانتی ات ای بهترین من.....شیرین ترین من به خاطرت از تمام بالا و پایینهای روزگار ترس به دلم راه نمیدم  یک صدای بلند در دلم می گویید (دنیا را چه باک ! تو یک مادری ) حالا تمام روز منتظرم تا با یک لبخند مهمانم کنی تاکه با رقص دست و پای کوچکت در جایی راحت و آسوده شادم کنی ن...
28 ارديبهشت 1392

رد پای 6 ماهگی در پارک مادر کرمان

  6 ماهگی درسان فستیوال روز کودک بود از طرف آشیانه علی بچه ها روی کاشی نقاشی می کردند و قرار بود بعد از پخته شدن کاشی ها آنه در یکی از پارکهای شهرمان کرمان نصب شوند هزینه ای که می گرفتند برای ساختن ساختمانی بود برای یتیمان زلزله بم ما نیز در این کار خیر شرکت کردیم ولی چون درسان کوچک بود و قادر به کشیدن نقاشی نبود رد پای شش ماهگی شو جاودانه کردم امیدوارم خدا قبول کنه پارک مادر ضلع شرقی بلوکc             ...
21 ارديبهشت 1392

درسان در حمام با وییانا

    چند روز پیش که می خواستیم بریم حمام لج کردی وییانا هم بیاد دخمل همسایه از مامانش اجازه گرفتیم اون هم اومد هر دو دخملهای خوبی بودن اذیت نکردین                   ...
21 ارديبهشت 1392

چاپ عکس هدیه

  مامانی سلام دخملم چند روز پیش وقتی اومدم یه سر به وبت بزنم نوشته بود پرینت مجانی عکس نی نی شما   وقتی وارد شدم بایستم عضو بشم که این کا رو کردم 30 تا عکس رایگان به ما هدیه دادن  منم عکساتو آپلود کردم فرستادم امروزم مامان جون زنگ زد گفت عکسات رسیدن با تشکر از عکس پرینت و نی نی وبلاگ از این به بعد عکساتو این جوری چاپ می کنم پشت عکس های هدیتم می نویسم تا همیشه یادگاری بمونه ...
18 ارديبهشت 1392